أبو الحسن الشعراني
306
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
فَآتاهُمُ اللَّهُ ثَوابَ الدُّنْيا وَ حُسْنَ ثَوابِ الْآخِرَةِ . « 1 » مؤلف : و در آخرت حقيقت باشد و حقيقت ثواب نفعى باشد مستحق را مقرون با تعظيم و تبجيل ، به نفع مباين باشد عقاب را كه مضرّت است و به استحقاق مباين باشد تفضّل را و به مقاربت تعظيم و تبجيل مباين باشد عوض را . علّامه شعرانى : يعنى گفتيم : ثواب نفع است ، پس عقاب خارج شد ؛ چون نفع نيست . گفتيم : ثواب مستحقّ است ، پس تفضّل خارج شد ؛ مثل آنكه به ميّت نفعى دهند براى عمل زنده كه براى او كرده ؛ چون ميّت مستحقّ آن نيست آن را تفضّل گويند و ثواب نگويند . و گفتيم : ثواب آن است كه مقارن تعظيم باشد ، عوض خارج شد كه به مبتلايان دهند ، گرچه استحقاق دارند ، امّا آن را ثواب نگويند . « 2 » سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِما أَشْرَكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً . « 3 » مؤلف : زود باشد كه بيفكنيم در دلهاى آنان كه كافر شدند ترس و بيم را به جهت شرك آوردن ايشان به خدا ، آن چيزى را كه نفرستاده است خدا به اشراك آن حجّتى و برهانى تا ايشان را عذرى بودى . اصل سلطنت قوّت است و غرض نفى حجّت قوى است بر اشراك ؛ چه اگر حجّتى بودى ، حقّ تعالى آن را فروفرستادى . مرحوم شعرانى : انسان وقتى خود را بر حقّ داند ، دشمن را بر باطل ، در جهاد بهتر مىكوشد ؛ چون طبعا مايل به خير است و طرفدار ترويج حقّ . و چون بداند خود دعوى باطل مىكند ، در جهان نمىكوشد و عاطفه مهر و دوستى نسبت به همنوع او را از قتل آنان باز مىدارد و يا ترس بر آنها مسلّط مىشود و متّقى كه از كشتن گنجشك و مرغ منزجر است ، در قتل معاندان و حفظ ناموس خويش جرى مىگردد و مشركان چون مجوّزى در جنگ نداشتند ، عواطف انسانى بر آنها مستولى مىگشت و رعب
--> ( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 148 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 212 . ( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 151 .